ما و جنگ غزه

ظاهرا برخلاف کسانی که در داخل می گفتند اسراییل می خواهد پای ایران را به جنگ غزه باز کند و به این وسیله حاکمیت را از افتادن در چنین ورطه ای پرهیز می دادند، این بار دوستان یمنی و عراقی دارند گام به گام پای ایران را به این جنگ باز می کنند. حمله دیشب نیروهای عراقی به چند پایگاه نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه و اردن را باید بخشی از این تلاش ها تلقی کرد. بخش دیگر داستان به موشک پرانی حوثی های یمن مربوط می شود که ظاهرا به رغم هشدار های چین همچنان استمرار داشته و آنها نیز گام به گام دارند پای ایران را به این جنگ باز می کنند. این موضوع را تماس های مکرر وزارت خارجه انگلستان و هشدار ها و تذکرهای پیوسته آمریکایی ها می گوید که ظاهرا دیگر خیلی تکراری و نخ نما شده است.

به این ترتیب و در مجموع ایران که از ابتدای جنگ غزه سعی می کرد از آن فاصله بگیرد و حتی در هماهنگی با آمریکایی ها کاری کند که این جنگ از دایره خود در غزه فراتر نرفته و برای مثال حزب الله در لبنان را درگیر نکند، می رود تا در وضعیتی قرار گیرد که دیگر قادر به پس کشیدن از این جنگ نباشد. حرکات ایذایی حوثی ها دریمن و عراقی ها در عراق و سوریه بر روی هم انباشته شده و اینک روند کار را به جایی رسانده است که آمریکا ناگزیر از پاسخ های جدی تری خواهد بود. طرح موضوعاتی مثل اینکه حوثی ها و یا عراقی ها مستقل عمل می کنند و کارهای آنها ارتباطی به ما ندارد دیگر چندان خریداری ندارد. فراموش نکرده ایم که آمریکا نیز از ابتدای جنگ غزه می کوشید تا هم خود و هم ایران را از درگیر شدن یک رویارویی مستقیم باز دارد. اما اینک به نظر می رسد در شرایطی قرار گرفته است که اگر جو بایدن پاسخ محکم و قاطعی به این گونه حملات ندهد بخش بزرگی از شانس خود را در انتخابات آینده از کف خواهد داد. در واقع آمریکایی ها که به همین دلیل انتخابات از دست زدن به یک درگیری نظامی پرهیز می کردند درست به همین دلیل ناگزیر از افتادن در چنین ورطه ای می شوند.

در مجموع ، ناتوانی آمریکا از مهار اسراییل و ناتوانی ایران از مهار نیروهای نیابتی اش کار را به اینجا رسانده واگر به سرعت جلوی این روند گرفته نشود درگیری طرفین - ایران و آمریکا- حتمی خواهد بود. میزان ، سطح و پیامد این درگیری روشن نیست اما این نکته روشن است نخستین طرفی که از این درگیری سود می برد به طور مستقیم اسراییل خواهد بود. اسراییل به رغم کشتار وحشیانه ای که در غزه مرتکب شده هنوز نتوانسته است این جنگ را به نقطه پایان برساند و به دلیل اینکه کار در جبهه غزه تقریبا به بن بست رسیده واز یک سو چشم انداز توافقی برای تبادل اسرا وجود ندارد و از سوی دیگر هر روز اسراییل بیشتر زیر فشار افکار عمومی جهان قرار می گیرد، بنیامین نتانیاهو ناگزیر باید جبهه تازه ای را می گشود. این جبهه تازه می توانست در شمال و لبنان باشد، اما با درگیر شدن ایران و آمریکا می تواند مراد اسراییل حاصل شده و به کلی افکار عمومی جهان را متوجه نقطه دیگری خواهد کرد. به هرحال اگر این اتفاق نامیمون رخ دهد جنگ غزه از دایره خود خارج شده و شاید به تعبیر وزیر خارجه اسراییل یک « جنگ جهانی سوم علیه ایران » را دامن بزند. برای پرهیز از وقوع در چنین ورطه ای تنها راهکاری که باقی می ماند توافق پنهان و آشکار طرفین و ناکام گذاشتن اسراییلی هاست.