دین ستیزی درشبکه های مجازی

 

دین ستیزی سکه رایج این روزهای کشور ما شده است. بخصوص در شبکه های مجازی وارد هر گروهی که می شوی خیلی از پیام هایی را مشاهده می کنی که همه علیه دین اسلام، پیامبر و اهل بیت اوست. به نظرم کسانی که این پیام ها را تولید و یا حتی تکثیر می کنند یک نوع عقده دین ستیزی دارند . احتمالا آنها در خانواده هایی به شدت مذهبی یا محیط های کاملا مذهبی بزرگ شده اند و الان هم که گرفتار حکومتی دینی هستند. این دو عامل موجب شده تا چنین عقده ای در آنها شکل بگیرد. برخلاف ادعایی که دارند این گونه افراد اصلا سکولار یا مارکسیست نیستند. من هردوی این ها را دیده ام. یک فرد سکولار نسبت به دین موضع ندارد و آن را خارج از بحث می داند . هرگز اقدام به تولید یا انتشار چنین پیام هایی نمی کند. مارکسیست ها هم این کار را نمی کنند. حتی در روزگاری که هنوز تازه کار بودند و به شدت ضد مذهبی این کارها را نمی کردند و حداکثر تا آنجا می رفتند که بگویند مذهب افیون توده هاست یا ماه رمضان ماه یبوست است.

کسانی که این گونه پیام ها را تولید می کنند یا انتشار می دهند از یک عقده روحی و روانی رنج می برند و دل شان می خواهد تمام نمادهای مذهبی را بمباران کنند. دوست دارند همه مساجد را به کاباره تبدیل کنند و یا تمام عناصر مذهبی را خرد و خاکشیر کنند. من هروقت پیام های این ها را می خوانم به یاد همان جریان های راست افراطی اروپا و آمریکا می افتم. یکی از رهبران آنها اخیرا گفته بود اگر من رییس جمهور شوم اجازه نمی دهم کسی نام فرزندش را «محمد» بگذارد. اسلام در نظر این ها چیزی کم تر از یک طاعون یا وبا نیست و باید به شدت با آن مقابله کرد. جوهره فکری این ها همان اندیشه های صلیبی قرون وسطاست که محمد را یک دروغگوی زن باره معرفی می کرد و خواستار ریشه کنی هرچه مسلمان می شد. این افراد باید خود را به روانشناس معرفی کنند. چون به نظرم هیچ راهی برای درمان دردشان جز این وجود ندارد. حتی اگر با آنها مهربانی کنی و مثلا سعه صدر نشان دهی فایده ای ندارد و این سکوت و مماشات را نوعی پیروزی برای خود به حساب می آورند.

 نکته عجیب اینکه اینگونه افراد گمان می کنند با این کار شان با روحانیت مبارزه می کنند. اما اصلا چنین نیست. زیرا اینها با روحانیت هیچ مشکلی ندارند و حتی از بابت اینکه بعضی روحانیون آبروی اسلام را می برند خیلی هم ممنون آنها هستند و تشویق شان می کنند. حتی با حکومت دینی هم از این لحاظ همراه هستند که اسلام را تخریب می کند و یا با اعمالش موجب تحقیر و تخفیف دین و برچیدن دینداری می شود. البته وانمود می کنند که به خاطر فقدان آزادی و بی عدالتی دارد و زندان و شکنجه است که با یک حکومت دینی مخالفت می ورزند اما این هم نیست . بلکه از این جهت با یک دولت دینی مخالفند که به آنها اجازه نمی دهد آزادی های بی حد و مرز و حتی غیر اخلاقی داشته باشند. بنوشند و برقصند و برهنه شوند و خوش باشند و تفریح کنند و به هرچه اخلاق و عرف و دین و قانون می گوید پشت پا بزنند.

 از سوی دیگر به نظرم یک حکومت دینی از قبیل جمهوی اسلامی نیز با چنین مخالفانی مشکلی ندارد. من جایی مفصل نوشتم که بزرگ ترین دغدغه یک حکومت دینی اپوزیسیون دینی است نه غیر دینی . از آن هم که بگذریم  باید گفت مخالفت های شنیع این ها با مظاهر دینی بزرگ ترین امتیازی است که در اختیار یک حکومت دینی قرار داده می شود تا با تکیه بر آن به طرفدارانش بگوید: « ببینید مخالفان شما چه کسانی هستند. این ما هستیم که از شما در برابر این جانوران حراست می کنیم»! حتی می تواند به مخالفان روشنفکر خود در سطح جهان نشان بدهد و بگوید ببینید مخالفان من در چه سطحی از اندیشه و تفکر هستند. افرادی که هر روز با خلاقیت های هنری خود یک جوک سکسی جدید علیه خدا و پیامبر و خاندانش تولید می کنند. این چنین افرادی در قاموس کدام اپوزیسیون قرار می گیرد؟

روشن است که این وسط آنچه قربانی می شود دین و مظاهر و نمادهای آن خواهد بود. دینی که از هردوسوی یک حکومت غارتگر که همه اقدامات و خلاف های خود را زیر پوششی از دین انجام می دهد ضربه می خورد و از سوی دیگر از اپوزیسیونی که همه ضعف ها و نقص و بی سوادی های خود را زیر پوششی از یک مبارزه ضد دینی پنهان می کند. این همان بلایی است که امروزه کشور ما بدان دچار شده است. من بارها در این گروه های مجازی گفته ام اشتباه شما این است که به جای مبارزه با روحانیتی که دین را ابزار قدرت طلبی های خودش کرده با اصل دین مبارزه می کنید. این یا از روی ناآگاهی است یا از روی ترس و ناتوانی یا هردو . بارها به این دوستان توصیه کرده ام که هرچه پیام ضد آخوند بود تکثیر کنید و ابایی هم از آن نداشته باشید اما هرگاه پیام های ضد دینی دیدید توقف کنید. اندکی در باره آن تامل کنید و مطمئن باشید که غرضی یا مرضی پشت آن نیست. من به ندرت در بین این پیام ها یک نکته تامل برانگیز می بینم. به ندرت می شود به این ها پاسخی منطقی و مستدل داد . مثلا در پیامی می گوید چرا روز زن را به خاطر تولد فاطمه گذاشته اند؟ بعد می گوید فاطمه بزرگ ترین هنرش این بودکه طی چند سال چند شکم زایید! یا یکی دیگر می گوید فاطمه وقتی متولد شد 26 سال با پدرش فاصله سنی داشت و بعد یک محاسباتی کرده در پایان نتیجه می گیرد که فاطمه وقتی فوت کرد بیش از 37 سال سن داشته است نه 18 سال. یا یکی دیگر با ضرس قاطع می گوید پیامبر سواد داشت و اضافه می کند که خدیجه او را به همین خاطر استخدام کرد. اینکه پیغمبر یک فرد کاملا زن باره بود که دیگر فت و فراوان است. یکی دیگر می نویسد این حماقت نیست وقتی پدر ما آدم را از بهشت اخراج کردند ما بکوشیم تا دوباره به همان جا برگردیم؟؟ درهمه این ها به جای عقل و منطق و استدلال و مطالعه، عقده های روحی و روانی است که موج می زند و هدفش اینکه به زشت ترین شکل ممکن نمادهای مذهبی را تخریب و منهدم کند. با این ها چه کار باید کرد؟ نمی دانم . فقط می دانم نقد فایده ای ندارد. مماشات سودی ندارد. سکوت بی فایده است. برخوردهای خشن زیان آور است. به نظرم فقط باید دعا کرد که خداوند با بزرگواری و لطف خودش این گونه افراد را شفا دهد. کار دیگری که می شود کرد اینکه زمینه های شکل گیری و بروز این نوع بیماری ها را از بین برد. یعنی یا اصلا حکومتی دینی نداشت یا یک حکومت دینی به معنای واقعی کلمه اش داشت.