معرفی یک کتاب

المحنه؛ بزنگاه تقابل دین و سیاست
( شنبه 8 خرداد 1400 با تصویر کتاب در سایت دین آنلاین کار شد)
« واقعیت این است كه این تنها رعیت نیست كه میترسد یا ترسانده میشود. بلكه دولت نیز به سهم خود دچار ترس می گردد. در حقیقت هرگز دیده نشده و یا نخواهد شد كه قدرتی مطلقا یقین داشته باشد همواره از او اطاعت تام خواهد شد. همه قدرتها دانستهاند و می دانند كه سركشی حتی در بین انواع اطاعتهای اجباری پنهان است و این امكان وجود دارد كه روزی تحت شرایطی غیرمنتظره ناگهان منفجر شود. همه قدرتها دانسته و میدانند كه قدرتشان بر لبه پرتگاه قرار دارد. برای همین آنها ناچارند از زور برای تحمیل خود استفاده كنند. تنها قدرتی كه نمیترسد، قدرتی است كه از عشق پدید آمده باشد، مانند یك قدرت پدرانه. برای اینكه بین انسان و قدرت این رابطه دوگانه ناشی از ترس متقابل وجود نداشته باشد، باید قدرت به رسمیت شناخته شود و با آزادی كامل و از روی احترام و عشق مورد اطاعت قرار گیرد. به محض اینكه تهدیدها یا مرزبندی ها اعلام شد، ترس بیرون میجهد. افراد رعیت به این دلیل میترسند كه قدرت میتواند به آنها دست درازی كند و قدرت به این دلیل میترسد كه رعیت میتواند شورش كند .این تقابلی است که دقیقا در تجربه محنه تکرار می شود. ترس یكی از بارزترین وجوه پنهان در عمق تجربه محنة و در بین همه كسانی بود كه در دوران خلفای سه گانه عباسی از مأمون تا واثق در معرض آن قرار گرفتند. »
مساله تفتیش عقاید یا همان انگیزاسیون تجربه تلخ و تکان دهنده ای است که در مسیحیت و اسلام با تفاوت هایی به وقوع پیوست. اگر مسیحیان برای چندین قرن مخالفان خود را به دادگاه های خشن تفتیش عقاید می سپردند تا از آنها اعترافات اجباری بگیرند، مسلمانان نیز در یک دوره خاص و محدود اقدام به این کار کردند و حاصل آن تجربه ای هولناک شد که در تاریخ اسلام به عنوان« محنه » از آن یاد می شود. طرفه اینکه این تجربه در دوران خلافت مأمون عباسی یکی از فرهیخته ترین حاکمان این سلسله رخ داد و آنهم در ظاهر به تحریک یکی از نحله های فکری مهم یعنی معتزلیان که خود اهل فلسفه بودند و به روشنگری و اندیشمندی شهره . اما ماجرای محنه در اصل چه بود؟ و آیا چنانکه وانمود می شود معتزلیان پرچمدار دادگاه های تفتیش عقاید در اسلام بودند؟
فهمی جدعان پژوهشگر جهان عرب، بهویژه در دو حوزه تاریخ و اندیشههای سیاسی و مذهبی، می گوید محنه یک نمونه کامل و بیبدیلی است که تقابل بین دو قدرت اصلی و موازی از یک سو و رابطه بین دین و دولت در یک خلافت اسلامی را از سوی دیگر نشان میدهد. در یک سوی این تقابل دیالکتیکی، دولت خلافت قرار دارد و مأمون کسی است که خود را أمیرالمؤمنین توصیف میکند و در سوی دیگر اصحاب حدیث و سنت که خود را ادامه دهندگان «سلف صالح» میپنداشتند و بر وجه آخرت گرایانه دین پای میفشردند. روشن است که نه خلافت مأمون پالودگی و اصالت آن «خلفای راشدین» را داشت و نه اصحاب حدیث و سنت ویژگیهای یک اپوزیسیون اجتماعی تمام عیار را . اما درجریان درگیری این دو گروه تقابلی عیان میشود که جدعان آن را تحت عنوان «دیالکتیک دینداری و سیاستمداری» صورت بندی می کند. زیرا از یک سو سیاستمداری قرار دارد که حکومت میکند و هنگامی که با قدرتی موازی در حیطه حکومتش مواجه میشود میکوشد با ابزارهای دینی با آن برخورد کرده و اجازه ندهد این قدرت موازی به شورشی عمومی تبدیل شود و از سوی دیگر بزرگان علمی و فقهی زمانه و دانشمندانی که اهل تقوا و پرهیزگاری اند درمییابند حکومت روز به روز از آن آرمانهای خلافت و اهداف شریعت فاصله گرفته و دنیاییتر و در نتیجه ستمگرتر شده است. بنابراین نمیتوان در برابر آن سکوت کرد و یا تسلیم شد بلکه چنانکه شریعت فرمان می دهد باید با «امر به معروف و نهی از منکر» به مقابله با انحرافات برخاست. تکلیفی که از تذکر لسانی شروع و تا قیام به شمشیر امتداد مییابد.
دراین میان نقش معتزلیان یا روشنفکران زمانه چه بود؟ آنها که پیشگام مبارزه با بدعت های مسیحی و ورود انواع و اقسام افکار وارداتی به جهان اسلام بودند چرا در زمره یاران مأمون در آمدند؟ جدعان بر این باور است که تاریخ روایی ما خیانت بزرگی در حق معتزلیان مرتکب شده و بیهوده دست های آنان را به خونی آلوده که اساسا ریشه درجاهای دیگری داشت . محنة به روشنی بیانگر آن بود که وقتی سیاست پا در کفش دین می کند چه فجایعی می تواند رخ دهد. درواقع این قدرت حاکم بود که با به راه انداختن دادگاه های تفتیش عقاید یک بار دیگر از رعایای خود « اطاعت محض » می خواست تا بتواند شب هنگام آسوده بخوابد.
تاکنون در باره محنة مقالات و اشارات فراوانی نوشته یا بیان شده است، اما فهمی جدعان این حادثه را تبدیل به یک پژوهش عمیق در تاریخ اسلام به ویژه دوران خلافت عباسی کرده است. کتاب « المحنه ؛ سیر جدالی بین دینداری و سیاستمداری در خلافت اسلامی » در حجمی حدود 400 صفحه به این پژوهش اختصاص یافته و از سوی شرکت انتشار به چاپ رسیده است. به جرأت میتوان گفت در زبان فارسی کمتر کتابی هم سنگ این اثر -که نویسندهاش آن را به حق کتابی برای تمام فصول میداند - یافت میشود که با چنین دقت و وسواس علمی موضوعی حساس وتاریخی را که با اندیشه و دین و سیاست همه روزه ما سروکار دارد اینگونه حلاجی کرده و اسرار و رموز پنهانش را برملا ساخته باشد.
محمد علی عسگری