خط فارسی
زبان فارسی، خط عربی
محمد علی عسگری
این نکته روشن نیست که ایرانیان از چه تاریخی خط عربی را برای نوشتن زبان خود که فارسی دری بود به کار برده اند. اما تاریخ نگاران گفته اند دیوانسالاری عصر سامانی از الفبای عربی برای زبان فارسی استفاده می کرد. شاید به همین دلیل بود که ریچارد فرای تاکید داشت « رودکی در تغییر خط از پهلوی به فارسی نقش داشته است». این درحالی است که خانلری کهن ترین متن تاریخ دار فارسی باقی مانده را متعلق به قرن پنجم هجری می دانست. در این میان آنچه مسلم است اینکه ایرانیان از مدت ها پیش از اسلام از خطوط گوناگونی برای بیان مطالب دینی یا ادبی و هنری خود استفاده می کردند که سه خط عبری، مانوی و پهلوی از همه مشهورتر بود. ابن ندیم فهرستی از این خطوط را ارائه کرده است. گفته شده پس از اسلام نیز کلماتی که بر روی سکه های حکمرانان اسلامی ثبت شده بود غالبا تقلید و تکرار همان کلماتی بود که در دوره ساسانی بر روی سکه ها نقش می بست. بعدها نیز که تغییراتی در سکه های ساسانی داده شد مطالب درج شده بر روی سکه ها به دو خط کوفی و پهلوی بود. چنانکه کتیبه برج لاجیم در شمال ایران نیز به هردو خط کوفی و پهلوی نقش شده است.
این ابهامات تا حدودی در باره خط عربی نیز وجود دارد. به نحوی که بر سر منشاء این خط همچنان بحث هایی مطرح می شود. برخی خط عربی کنونی را دارای منشایی ایرانی دانسته اند چون به روایتی از خط کوفی اخذ شده است. بلاذری نیز به سرچشمه های خط عربی از انبار و سپس حیره اشاره کرده است. از آنجا که حیره در گذشته بخشی از ایران قدیم بود می توان نتیجه گرفت که خط کوفی احتمالا ریشه هایی در خط فارسی باستان داشته است. ممتحن نیز به نقل از إبن رسته نوشته است « اهالی حیره خط را به مسلمانان آموختند».
برخی از صاحب نظران اما تولد خط عربی را با تولد اسلام یکی گرفته و گفته اند هنگام ظهور اسلام، عرب از دو الفبا استفاده می کرد که هردو از اصل آرامی گرفته شده بود. یکی از این دو الفبا در مکه و مدینه رایج بود و نسخی یا نسخ نامیده می شد و دیگری در حیره رایج بوده و به الفبای کوفی شهرت داشت. برخی بر این نکته تاکید کرده اند که خط عربی از الفبای نبطی گرفته شده است. نبطی ها در شبه جزیره عربستان و صحرای سینا و فلسطین سکونت داشتند. گفته شده است از خط نبطی خط سینایی شکل گرفت و خط نسخ بعدها ازهمین خط اقتباس شد. به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که خط عربی دارای دو ریشه جداگانه یعنی نبطی و حمیری بوده است که اولی در قالب خط نسخ و دومی در قالب خط کوفی استمرار پیدا کرده است. به این صورت که از خط کوفی برای نوشتن قرآن و از خط نسخ برای نوشتن سایر مطالب استفاده شد.
خط کوفی، خطی زاویه دار، محکم و تربیتی بود که تا قرن پنجم هجری ادامه یافت و تغییرات چندانی نکرد و در دوره عباسیان پیچیده تر و تخصصی تر و به همین دلیل منزوی تر شد. اما خط نسخ که نسبت به کوفی انعطاف بیشتری داشت، در ابتدا از آن برای نوشتن بر روی پارچه ها یا پوست حیوانات استفاده می شد. با استفاده از کاغذ در دوره عباسیان، این خط رواج و رشد بیشتری پیدا کرد و به گفته محققان منشاء پیدایش انواع گوناگون خط شد که از ایران تا اسپانیا و آسیای صغیر رواج یافت. یکی از ویژگی های خط نسخ صرف نظر از پیچیدگی نسبی آن ، نوشتار سهل آن بود و از این رو در فارسی و عربی و بخصوص در محاورات روزمره کاربرد بیشتری پیدا کرد. این خط نیازی به إعراب گذاری نداشت و برای تند نویسی نیز از انعطاف لازم برخوردار بود و جای کم تری را اشغال می کرد. خط نسخ نیز در ابتدا بدون نقطه بود اما بعدها بر آن نقطه گذاری شد تا حروف مشابه از هم تفکیک گردند. بعدها از خط نسخ الفباهای دیگری چون تعلیق، رقاع و ثلث گرفته شد. در دوره تیموری ایرانیان از نسخ و تعلیق الفبای نستعلیق را به وجود آوردند که کاملا یک خط ایرانی تلقی می شد و در سده یازدهم هجری الفبای شکسته از نستعلیق ساخته شد.